|
چند شهسوار بر می گردد با کراواتی از دار پنجه پاشیده بر پیشانی منگنه می شود در پرونده
جرثقیل برقصم روی این همه مشت یا گل بازی کنم با این پوچ ؟
بروم کمی شهسوار بگردم در پاریس قد بکشم کنار ژکوند باسن بمالم ابر بر ایفل
سپیده از فاحشه ای که پستان در غروب می چرخد تاریک تر است دانشجویی از آلبانی یا اروپای شرق آسیا فرقی نمی کند دکترٍ می شود در اوگاندا مهندس در نیجریه یا الماس در کنگو
شهردار سد معبر می شود سپور می شاشد پشت دیوار دانشگاه و سیگار می کشد یواشکی رمضان
این جنگل بوی چوب نمی دهد نفت است پاشیده بر پیشانی و آب بر باسن کشتی ها دست می کشد
|+| <-BlogAuthor- |
|










